الان که اینجا فاصله ی کمی تا فلکه ی بالا نداشتم در همین پیاده رو سمت راست به طرف بالا می رفتم چیزی به ظهر نمانده بودجلو باغ رضوان بودم چند قدم دیگر باید آن طرف خیابان می رفتم که شهربانی بود و با با افسر نگهبان ...ساعت از یازده ظهر گذشته بود جلو پپاده رو شهربانی کنار یک درخت کاج ایستاده بودم و دستم به درخت وکنار جوی آب ساعت موعود فرا رسید ساعت یازده و نیم ظهر که ناگهان زمین زیر پای من لرزید وکسی من را به داخل خیابان هدایت کرد گرد و خاک از دو طرف خیابا ن بلند شد درست در وسط خیابان تا چشم کار می کرد تا آن پایین خیابان آسفالته همه ایستاده بودند ...
- نوادگان آقا میر عطا (دو پسر عمو ...دو پدر بزرگ )
- درباره ی این وبلاگ...
- ...تخت هلا کو خان مغول ... افسانه ی مقاومت ...
- سماور ذغالی ودرخت گردو ...
- بزرگان و سادات جزین .و تون در سالهای یک هزار و دویست هجری شمسی
- نمایی از کوه قلعه ی تون (فردوس)
- مدرسه ی فاضل خان مشهد مقدس
- موزه ی مردم شناسی (تون ...حمام خیروض )
- گزین آن سال های دور ...
- جزین چشمه ها و آبادی های دامنه ی کوه سرخ
پربیننده ترین مطالب
- ادامه...زلزله ی شهریور...
- شهریور ماه یکهزار و سیصد وچهل وهفت شمسی
- ادامه شهریور ماه سال یکهزار و سیصد و چهل وهفت شمسی
- زلزله شهریور یک هزلر و سیصد و چهل وهفت شمسی فردوس
- خواجه نصیر الدین طوسی در شهر تون
- آغاز قرن هفتم هجری قمری (تون ) فردوس
- پیشنها دات به فهرست مطالب
- تون وسال های قبل از چنگیز خان ...
- راه گذر دبستان تا منزل
- تون و آدم هایش


