تون و جزین سرزمین نیاکان

خاطرات نیاکان
تون و جزین سرزمین نیاکان

زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست ...

بایگانی

آخرین نظرات

آخرین مطالب

۱ مطلب در دی ۱۴۰۴ ثبت شده است

صبح شهریور ماه تابستان را در هوای باغ بزرگ که به باغ آقای بشیر شهرت داشت  شروع کردیم جالب بود چندخانواده دیگر از آشنایان در جای جای باغ بزرگ داشتند بساط صبحانه را آماده می کردند صحبت ها از دور و نزدیک می آمد روستا های دور  و نزدیک کوه پایه شمال شرق فردوس مانند چرمه وکاخک بسیار تلفات داده بود و خبر ها دهان به دهان می آمد که در فلکه ی بالا بهداری فردوس پر از مجروحان زلزله بود بعد از صبحانه به خانه ومنزل رفتیم راه دوری نبود خانه های منزل سالم ودرست بودند آفتاب تا صحن حیاط آمده بود که یادم آمد آن روز پدر در شهربانی نزدیک فلکه ی بالا کشیک بود پیاده راه دور فلکه ی بالا را در پیش گرفتم ساباد آقای بشیر را پشت سر گذاشتم و از جلو باغ آقای نصری کوچه را راست ادامه دادم در همان راسته ی کوچه سر یک سه راهی صدای پارس یک سگ از پشت دریک منزل به گوشم آشنا آمد منزل آقای رسایی بود  چند صد متر آن طرف تر در جهت راست به میدان بازار فردوس وارد شدم  در سمت چپ میدان آن دورتر در بزرگ مسجد جامع ومناره بالای ایوان دیده می شد اما من  در میدان بازار راست ومستقیم به طرف بالا در راسته ی بازار رفتم دو طرف این راسته ی بازار دکان ها باز بود اولین مغازه ی سر نبش بعد از میدان در سمت چپ یک مغازه ی کوچک بود اما داخل آن کالاهای شیک ودیدنی ومورد علاقه وچشم نواز بود چراغ قوه های کوچک  رادیو های ترانزیستوری  و ... بعد از این مغازه ی کوچک با فاصله ی دو مغازه  یک تیمچه بود و داخل آن مغازه های دور تا دور شاید حدود بیست مغازه ی کوچک در یک فضای مستطیل شکل حدود هفتصد متری یا کمی بیشتر ...

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ دی ۰۴ ، ۲۲:۳۴
سیدمحمود بخشایش