تون و جزین سرزمین نیاکان

خاطرات نیاکان
تون و جزین سرزمین نیاکان

زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست ...

بایگانی

آخرین نظرات

آخرین مطالب

ا  از حدود دو قرن پیش   همان سالها ی(1200 هجری شمسی )این دو شخصیت که در باره  ی شان سخن گفته شد و   دیگرانی از بزرگان و مردانی درست کار و اندیشمند مانند میرزا محمد  (پدر میرزایحییو شخصیت مذهبی مورد احترام مردم(آخوند ملا عبد الصمد ) و انسان هایی فدا کار و دارای خصلت پهلوانی مانند علی پهلوان قویدل که در باره اش داستان هایی اسطوره ای بیان کرده اند ... جزین تا همین زمان در همه ی زمینه های مختلف دارای ارزش های انسانی و اجتماعی و اقتصادی درخ شان بوده است ... در همه ی مواردی که اشاره شد سخن گفته شده و یا در ادامه سخن خواهیم گفت ...اما دو قرن پیش مجموعه ی سرزمین ما که در محاصره ی کوه ها از چهار جهت قرار دارد موقعیت اقتصادی آن به واسطه ی بازرگان معروف در سا ل  های (1200 هجری شمسی )به واسطه ی نسخه های خطی زیبایی که در اختیار هست بسیار سر سبز و آبادان واز جهات دیگر  درخشان بوده است و فراتر از همسایگان جنوب  مثل نیگنان و بشرویه و شرق  مانند تون و بیرجند ( دروازه و حتی محله ی جنوب شرقی جزین به محله ی بیرجند ی ها معروف بوده است )  و شمال مانند بجستان و گناباد    محصولات کشاورزی این ولایت (به فراتر از آنها ) نیز   صادر می شده است در زمینه ی فرهنگی همان گونه که یاد کردیم آخوند ملا عبد الصمد یک تحصیل کرده ی حوزوی در سطح بالا بود فرزند میرزا محمد که در باره اش گفتیم (میرزا یحیی ) تحصیلات در مشهد داشت ...فرزند آقا سید علی  (آقا سید نعمت الله)  که خودش فرزند آقا میر عطا بود (آقا سید نعمت الله )  تحصیل کرده ی مشهد مقدس بودودیگرانی که از آنها سخن گفتیم    ... اما بازرگان  (حاج سید مهدی ) معروف به (چهل خر )    یک فرزند پسر   (آقا سید عبدالله )و یک دختر که به همسری (امیر مرتضی قلی بیگ )از فردوس یا ( تون )  سابق در آمده بود ( که درباره ی آن سخن گفته شد ) ( نسخه های خط ی         زیبایی وجود دارد آقا سید عبد الله  فرزند آقا سید مهدی هم سه دختر به نام های (بی بی فاطمه  و  بی بی گوهر  و بی بی ساره داشت که به ترتیب به ازدواج (بی بی فاطمه با ابراهیم آقا فرزند آخوند ملا فتحعلی ) (بی بی گوهر با آقا سید هاشم بهنام ) و (بی بی ساره با آقاسید علی فرزند آقا میر عطا ) در آمدند در نسخه خطی زیبای ازدواج این مورد آخر که پدر بزرگ و مادر بزرگ (پدر و مادر )این جانب هم هستند نکات زیبایی وجود دارد (یک صد و پنجاه سال قبل ) ابراهیم آقا انسانی بسیار با احساس بود و طبعی شاعرانه داشت و سروده هایی هر چند اندک از ایشان باقی مانده است ... ساختمان مکتب خانه ی پدرابراهیم آقا فرزند آخوند ملا فتحعلی    ( مستند )   ( آخوند ملا فتحعلی )  و محل سکونت را در بخشهای گذشته آورده ام  (همین تصویر ) و ادامه نسل فرزندانش را اگر صلاح بود بیان خواهد شد  (آقا سید هاشم بهنام  شوهر بی بی گوهر در جزین به کار خیاطی مشغول بود و بعد ها به تهران مهاجرت کرد آقا سید علی شوهر بی بی ساره هم به کار کشاورزی اشتغال داشت هر چند که عمر آقا سید علی بسیار کوتاه بود و فرزندانش (بی بی کلثوم آقا سید نعمت الله بی بی خدیجه  آقا سیدکاظم آقا  و آقا سید مهدی   را در کودکی تنها گذاشت و از دنیا رفت در تصویر ( پایین )    عکس باقی ماند ه ی از بادگیر منزل  وایوان منزل  آقا سید عبدالله فرزند آقا سید مهدی تاجر و بازرگان سال های (1200 هجری شمسی )  راکه حدود دویست سال قدمت دارد آورده ام .. .     و چه زیبا و ارزشمند خواهذ بودکه قسمت فوقانی این بادگیر مورد تعمیر و باز سازی  قرار بگیرد قبل از اینکه این ایوان و منزل وآثار با ارزش آن خراب شود ....

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ مرداد ۹۷ ، ۱۶:۴۸
سیدمحمود بخشایش

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ تیر ۹۷ ، ۱۸:۲۸
سیدمحمود بخشایش

تصویر مشاهده شده بخشی از مجموعه ی ارگ مرکزی شهر قدیم تون است این مجموعه که اکنون دیگر اثری از آن باقی نیست و در زلزله ی سال 1347 شمسی شهر تخریب شد (ولی این برج هنوز باقی مانده بود ) با همین وجود باقی مانده ی آثار شهر یک سال بعد از زلزله با خاک یکسان شد تصویر هوایی در سال 1340 شمسی (هوایی ) گرفته شده است و زمان آن هم حدود دو ساعت کمتر یا بیشتر (بعد از اذان ظهر ) می باشد که از سایه ی ساختمان و برج واضح است بنا در کنار خیابان فرهنگ واقع بوده است با فاصله ای از امام زادگان  و خیابانجهت  سمت  راست  آن به طرف میدان گلشن (طبس ) می رود و جهت چپ تصویر به سمت شمال و میدان فرمانداری می رود ) در قسمت پایین تصویر همان خیابان فرهنگ (اولین و تنها خیابان آسفالت شده  ی بسیارقدیم شهر ) می باشد که اکنون هم هست در قسمت راست   تصویر در کنار و پایین برج گنبد هایی مشاهده می شود که مجموعه ی حمام ارگ می باشد و قدمت مجموعه ی این بنا ها بیش از سیصد سال است (همان گونه که می دانیم در سال 1099ملک محمود سیستانی حاکم تون بوده است و قسمتی از بنای ارگ را به او نسبت می دهند ...)بعد از زلزله ی سال 1347 هجری شمسی بیشتر این آثار تاریخی آسیب جدی دید اما همین برج باقی مانده بود ولی به بهانه های مختلف بسیاری از این گونه آثار  با خاک یکسان شد...   گویا مغولانی ! جدید بعد از هلاکو خان ...)توجه به هنجار ها و نیاز های اساسی شهر تون از همان سال های بسیار دور نمایان بوده است بعد از این تصویر خو ش  بختانه حدود سه یا چهار حمام موجود در سازه های قدیم شهر تاریخی مان موجود است و بعد از حمام ارگ حمام مجموعه ی مسجد کوشک واقع در کنار دروازه جنوب شرقی شهر قدیم ترین سازه به شمار میرسد که تصویر آن در بخش های گذشته آمد ه است در محله ی قدیم سر دشت که در مجموعه ی تون در غرب شهر واقع شده است یک حمام با سازه ای همانند حمام معروف کرمان هست که تصویر آن هم در بخش های گذشته  آمده است حمام معروف دیگری هم در مجموعه ی شهر قدیم وجود دارد که به همت ساز مان میراث فرهنگی اکنون به شکل زیبایی باز سازی شده است (در بخش های گذشته از آن سخن گفتیم ) و نام موزه ی مردم شناسی را بر خود دارد آخرین حمام معروف در مجموعه ی بافت تاریخی شهر تون (که به دوره ی قاجار تعلق دارد )را ما در تلفظ عامه (جویار ) می گفتیم همان جایی که در مقابل آن و آن طرف کوچه سال های 1341 دبستان همت قرار داشت و من کلاس های اول و دوم ابتدایی را آن جا گذراندم این حمام در محله ی عنبری یا همان (cor gae vo ) کر گوو می باشد که سابقه ی تاریخی کمتری نسبت به دیگر حمام ها دارد ...

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ تیر ۹۷ ، ۱۸:۲۵
سیدمحمود بخشایش

اکنون پس از  گذشت چند سال در خرداد ماه سال (1397 )توجه به حفظ بافت قدیم روستا آغاز شده است و موجب سپاس و قدر دانی است هرچند     در باب ارزش ها و اعتبار فرهنگی و میراث تاریخی  جزین ( به ویژه دو بادگیر بزرگ که بیش از یکصد و پنجاه سال قدمت دارد و بالای آن فرو ریخته است و عکس قدیم آن هم موجود است منزل آقا  سید عبدالله فرزند بازرگان بزرگ جزین و منزل آقا ذبیح الله  ) توجه  به باز سازی و ترمیم این دو باد گیر اهمیت دارد (فقط بادگیر منزل مرحوم میرزا یحیی )با کمک میراث فرهنگی باز سازی شده است    در بخش های گذشته ی  این مجموعه سخن گفته شد و حتی سازنده و معمار بنا ها که یزدی بوده است   از سالها پیش بیان شده است اکنون با توجه ویژه و اعتباری    اهمیت خود را باز یافته است ... امیدواریم که آنچه از سال های گذشته در باره ی    ارزشهای بسیار کم یاب و نادر این ولایت مان جزین بیان کردیم (که حتی در شهر های اطراف این ولایت مثل و حتی نمونه ای از بادگیر های تاریخی  ولایت مان جزین  وجود ندارد   از این زمان (توجه به آن استمرار داشته باشد و مقطعی نباشد ) (ومن الله توفیق...)

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ خرداد ۹۷ ، ۰۹:۵۷
سیدمحمود بخشایش

سلام   تصویرزیبای "هشتی"و"بادگیر"منزل مرحوم میرزایحیی،که باخوش سلیقگی شماچاشنی مطالب دلچسبتان شده بود،انگیزه دیدارازمنزل رارقم زد.نوروز96ودربرگشت ازطبس،ازمسیرکویری بشرویه،نیگنان سرازجاده جزین ابوالخازن دراوردیم.بعدارظهر12فروردین،خانم کیمیا  یی-صاحب فعلی منزل-باگشاده رویی،پذیرای دیدارماشدند.استخوانبندی وبقول امروزیها،استرکچرمنزل،خبرازاعیانی بودن ان دردوره خودمیداد.در"هشتی"زیبای ان سکویی تعبیه شده است که شاید به تعبیرامروز"اتاق انتظارارباب رجوع"باشد.دردالان منزل،اتاقی جمع وجور،نسبتا کوچک باگچبریهایی درسقف،ظاهرا اتاق کارمرحوم پدربزرگ بچشم میاید.درصحن دوایوان،"پتو ونسر"یاتابستانی وزمستانی محل چاه اب،مطبخ،هیزم خانه،تنور،اجاقهاواتاقهای نشیمندوانباری باخم ها و"پرخو"های دیدنی رادربرگرفته است.بادگیربرافراشته برروی ایوان،خنکای نسیم تابستان کویری رابرهرذیجودی،می پراکند.این خلاصه توصیف اجمالی منزل مرحوم میرزایحیی است  که من سالهاپیش وصف انرا ازمرحوم اقای عبدالرحیم کبیری وچندسال قبل اززبان عموی گرامیم اقای جلیل اشراقی شنیده بودم .درهمینجاوبه سهم خودازخانواده کیمیا  یی-صاحب فعلی منزل-که سالهای متمادی باخوب وبدمنزل ساخته ودرحفظ ونگهداشت ان کوشیده اند،کمال امتنان رادارم.خانم کیمیا  یی ازمیراث فرهنگی گلایه مند بودندکه نه خودبه تعمیروترمیم خرابیهامیپردازندونه اجازه تعمیر میدهند،میراث فرهنگی بادگیر ودیوارمشرف به کوچه راترمیم کرده است.البته این بنده موضوع رابه دفتر معاون ریاست جمهوری ورییس سازمان،اعلام کردم.امیدوارم شورای محترم روستایی جزین پیگیرقضیه باشند.  اکنون بعد از گذشت چند سال در خرداد ماه سال (1397 )توجه به حفظ بافت قدیم روستا آغاز شده است و موجب سپاس و قدر دانی است   که در باب ارزش ها و اعتبار فرهنگی جزین ( به ویژه دو بادگیر بزرگ که بیش از یکصد و پنجاه سال قدمت دارد و بالای آن فرو ریخته است و عکس قدیم آن هم موجود است)    از سالها پیش بیان شده است اهمیت خود را باز یافته است ... امیدواریم که آنچه از سال های گذشته در باره ی    ارزشهای بسیار کم یاب و نادر این ولایت مان جزین بیان کردیم از این زمان (توجه به آن استمرار داشته باشد و مقطعی نباشد ) (ومن الله توفیق...)

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ خرداد ۹۷ ، ۲۱:۳۶
سیدمحمود بخشایش

... صدای هماهنگ وموزون جیر جیرک ها و از آن دورتر در پشت همین ایوان که کنار استخر آب بود آواز قور باغه ها آهنگ زیبای لا لایی ما بود که چشمان ما را گرم خواب می کرد ...  صبح هنوز هوا تاریک بو  د که آواز خروس چشمان ما را به آسمان باز می کرد وما هم که از تار یک روشن غروب چشمانمان به خواب گرم شده بود همین بهانه ها برای بیدار شدنمان کافی بود  و بعد از آن هم  صدای آرام و نجواگونه ی مادر بزرگ هم در بالای سر مان در ایوان به گو ش می رسید که داشت نمازش را می خواند هنوز هم در آسمان ستارگانی که پر نور تر بودند دیده می شدند و چراغ سیمی بالای سر مان هم داشت با آخرین خود نمایی هایش تاریکی شب را بدرقه می کرد و  سو سو می زد ...کم کم جنب و جو ش صبحگاهی آغاز می شد ... در آن میدانگاهی پایین تر از ما در کنار یک درخت کهنسال توت مرغ ها و خروس خودی نشان می دادند و هوا رو به روشنی می رفت مادر بزرگ برای شان آب و دانه می گذاشت وما هم با همین جنب و جوش بر می خاستیم مادر بزرگ در همان میدانگاهی کمی پایین تر از رخت خواب ها به کار خودش مشغول بود ... تلمب با سه پایه  اش  برای ماست ها و تنور که باید هیزم ش آماده می شد و خمیر نان ها که باید مواظب بود و مادر بزرگ که همیشه شکایت داشت که مرغ و خروس ها در دست و پایش هستند ...گاهی همان صبح به درخت تناور توت تاب می بستیم و تاب می خوردیم و در جست و خیز های مان مادر بزرگ (بی بی خدیجه )و دخترش که مادر ما بود همیشه هوای ما را داشتند و چهره ی شاد مادر بزرگ ما را به تلاش و جنب و جوش بیشتر وا می داشت  بر خلاف پدر بزرگ (که با مادر بزرگ  پسر عمو دختر  عمو هم بودند ) آقا سید ابراهیم (با با یزرگ مادری )   که ساکت و آرام بود گاهی که حوصله ام از شیطنت ها و بازی گوشی سر می رفت دستم را می گرفت و آرام آرام از بالا تا پایین باغ بزرگ قدم به قدم من را می برد که جای به جای باغ را درختان گوناگون میوه از هلو و شفتالو و زرد آلو و گردو و ... در بر گرفته بود و آن انتها    هم در کنار تپه های خاکی بلند   درختان پایه کوتاه انگور خود نمایی می کرد ... پدر بزرگ آقا سید ابراهیم با آن همه حوادث تلخ و مشقت بار سال های (1292 /تا 1296 هجری شمسی )که (در هنگام تحصیل در مشهد الرضا)   به چشم دیده بود ودر انتها هم به از دست دادن پسر عمو یش آقا سید نعمت الله (که برادر همین بی بی خدیجه بود)پایان یافته بود هیچ وقت به یاد ندارم که خودش را شریک جنب و جوش ها و شیطنت های کودکانه  ما بکند همان سال ها گاهی  از زندگی گذشته ی   خودشان برای من ساده سخن می گفتند     ...

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ اسفند ۹۶ ، ۲۳:۵۹
سیدمحمود بخشایش

آن روزهای به یاد ماندنی با همه ی کم  بود ها و سادگی ها  یش زیبا بود سال های (یکهزارو سیصد چهل شمسی ...)پنج شش سال بیشتر نداشتم اواخر بهار که می شد آب و آبادی سر سبزی و نشاط در جمع کوچک آبادی چاه قند شیخ موج میزد ... با با بزرگ آقا سید ابراهیم اما مثل اینکه گمشده ای داشت ... حدود چهل سال پیش همراه پسر عمو یش در تحصیل علم ودر سفر به مشهد الرضا ازگزین که روز و شبها در راه بودند و  مشقت ها و سختی هایی که تحمل کرده بود و حالا با یک سکوت معنی دار و گاه گاهی زیر لب خوانی اشعار حافظ کوهی از تجربه و استقامت وخاطرات تلخ و شیرین   را نشان می داد... کمی بعد از استخر آب ساختمانی از گل و کاهگلی و پشت به استخر آب در یک ردیف محل سکونت ما بود از بالا به پایین و پشت به استخر آب کنار هم چیده شده بود ابتدا یک اطاق گنبدی با درب چوبی که پشت به محل خروجی آب از استخر (جالو ) داشت و یک ورودی چوبی  ( دو در )با قفل و کلون که مدیریت آن با مادر بزرگ (بی بی خدیجه)بود ودر اصل انبار خوراکی ها و ظرف و ظروف بود  کیسه ها و سبد ها  ی پارچه ای و چرمی و سفال از دیوار اطاق آ ویزان بود که  خوراکی های خوشمزه ای یادم هست مادر بزرگ  از آنها به من    می داد یک صندوق چوبی در  دار و پایه بلند که داخل آن نان داشت در ابتدای خانه سمت   چپ و پشت در قرار داشت نان های خوشمزه و تازه ای که معمولا هر سه روز یک بار در تنور پخته می شد داخل همین صندوقچه ی پایه دار بود بعد از اطاق یک ایوان یا صوفه بود در حدود شش در چهار متر که در انتهای آن آغال بره ای بود که فقط دو سوراخ به اندازه ی بیرون آوردن سر بره و بزغاله وجود داشت ...بعد از این ایوان یک اطاق بود باز هم در حد همان شش در چهار متر که نشیمن بود ... پدر بزرگ همیشه داخل آن می خوابید و استراحت می کرد ...هر وقت به سراغ پدر بزرگ آقا سید ابراهیم می رفتم  مخصوصا در اوایل شب که چراغ گرد سوز یا همان لام پا روشن بود و کتابی در دست داشت و عینکی بر چشم در حال مطالعه بود ... غروب که می شد در همین جلو صوفه و ایوان رخت خواب ها پهن بود و ما در کنار مادر بزرگ و مادر به ردیف در رخت خواب ها دراز می کشیدیم و چشممان به ستاره های آسمان بودکه به ما چشمک می زدند  و صدای باد که برگ درخت جوان سپیدار را به صدا در می اورد ... ستار گان در آسمان چشمک می زدند و در بالای سر ما در کنار ایوان چراغ سیمی تا صبح روشن بود و با نور کم خود سو سو می زد در مقابل مان چهار درخت گوجه سبز که شکل سرو های خمره ای داشت درمقابل همین ردیف ساختمان کاه گلی  که وصف کردم به ردیف ایستاده بودند و جلوه می کردند  میوه های سرخ و زرد و قهوای اشان تا آخر تابستان ماندگار بود ... ادامه دارد 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ بهمن ۹۶ ، ۱۹:۰۴
سیدمحمود بخشایش

    (سلام  )...(در سال 1222هجری شمسی برابر با  (1266ه ق  )در تبریز سیدمحمد علی شیرازی معروف  به باب  با پیشنهاد امیر کبیر و فرمان ناصرالدین  میرزا قاجار ولیعهد  پس از مباحثه ومناظره ی علما ومحکوم شدن (سیدمحمد علی ) محکوم به قتل شد ولی اجرای حکم انجام نشد   ...) همان سالهایی که تون و جزین سالهای بعد از فتنه ی باب را  پشت سر  می گذاشت یعنی آرامش اواخر دوره ی ناصری را (( دو تن از فرزندان ( آقا جان میرزا بیگ )جزین را برای سکونت انتخاب کردند (مادر بزرگ  شان (همسر امیر مرتضی قلی بیگ اهل جزین بود )  در فردوس یا همان تون پدر بزرگشان امیر مرتضی قلی بیگ روزگاری (با عنوان والی و حاکم)  دارای شکوه و هیبت و جزو اشراف شهر    بود و اکنون فرزندان (آقا جان میرزابیگ ) با ازدواج در جزین زندگی تازه ای را بعد از وقایع پیش آمده  برای پدرشان ( آقا جان میرزا بیگ که فرزند امیر مرتضی قلی بیگ بود ) آغاز کردنداین دو از فرزندان آقا جان میرزابیگ  یعنی  /آقاذبیح الله بیگ و آقا کریم بیگ))     )   دایی و مادربزرگ شان(دختر بازرگان بزرگ جزین  سید محمود اهل و ساکن گزین بودند یعنی آقا سید عبدالله  (همچنین مادر بزرگ پدری شان /مادر آقا جان میرزا بیگ  و خواهر آقا سید عبدالله) که هردو  فرزند (      حاج سید مهدی ) تاجر بزرگ گزین در سال های (1200 هجری شمسی بودند )زیرا  که همین حاج سید عبدالله خواهرش که (فرزند حاج سید مهدی معروف به چهل خر/به دلیل کاروان تجاری ش که عموم الاغ ها تشکیل می دادند  )  باشدبه همسری (امیر مرتضی قلی بیگ)  در آمده بود و حالا فرزند امیر مرتضی قلی بیگ یعنی (آقا جان میرزا بیگ )دو فرزندش را در گزین داماد کرده بود اولی (آقا ذبیح الله ) که همسر بی بی کلثوم دختر  (آقا سید علی فرزند آقا میر عطا ) شده بود و دیگری (آقا کریم بیگ )دومین فرزند (آقا جان میرزا بیگ) هم درگزین داماد شد...   و این اسامی به حدود سی سال قبل از حکومت پهلوی اول می رسد در همان اواخر دوره ی ناصرالدین شاه یادداشت های مستندی درباره ی آقا جان میرزا بیگ و (هم زلف ) ش وجود داردکه میتوان به رفتن دو فرزندش از فردوس به گزین ارتباط داد(هم زلف ) ش حاجی آقای شاه و پسرش (آقای بشیر ) همه ی عمار ت ها و دارایی ها ی خود را رها کردند و همان زمان به تهران رفتند  این را گفتم که بدانیم شهرت خانوادگی وجود نداشت و بعد ها در اوایل حکومت پهلوی اول شهرت خانوادگی برای همین ها و نوه های شان انتخاب شد و در مطالب گذشته یاد کردم که (میرزا یحیی و فرزند خواهرشان آقا سید ابراهیم که پدربزرگ مادری من هم بودند به دلیل سواد و تحصیل که داشتند در اوایل حکومت رضاخان پهلوی در کار صدور شناسنامه ها یا همان سجل  در جزین   همکاری می کردند )  مطالب بالابرای بیان   ارتباط خویشاوندی که این (امیر مرتضی قلی بیگ و بعد ها فرزندانش و نوه و نبیره هایش با سادات جزین به خصوص (آقا میر عطا) داشت  می باشد البته آقا جان میرزا بیگ فرزند دیگرش یعنی (آقا رحیم بیگ )در فردوس یا همان تون (قدیم) به زندگی ادامه داد آن هم به دلیل زمینه های خوب و موثر خویشاوندی که (آقا رحیم بیک) با طایفه ی روحانیت در فردوس یا همان تون سابق داشت (دختر آقا رحیم بیگ همسر میرزا باقر از سادات روحانی تون (که بعد ها نوه های شان نام خانوادگی آذرمی را انتخاب کردند )   ومورد اعتماد و احترام توده ی مردم  بود )  که اگر لازم شود بیشتر شرح حال ایشان  بیان خواهد شد ... در شرح حال هر کدام از اشخاص بالا موارد مستند وجود دارد که به امید پروردگار کم کم به نگارش خواهد آمد ... (در مطلب شماره ی 162  در همین وبلاگ  به موارد فوق اشاره شده است )

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ دی ۹۶ ، ۲۲:۴۳
سیدمحمود بخشایش

زمان انسان ها را دگرگون می کند اما تصاویر ی را که از آنها داریم نگه می دارد ... هیچ چیزی  درد ناکتر از این تضادمیان دگرگونی انسان ها و ثبات خاطره ها نیست ...از کلام بالا برداشت های متفاوت می توان داشت ... اما نوشتن از انسانها و گذشتگان شان می تواند  ( در هر حال  ) برای آنها که به دیده ی عبرت می نگرند بسیار نتایج با ارزش داشته باشد ...

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ دی ۹۶ ، ۰۰:۰۷
سیدمحمود بخشایش