تون و جزین سرزمین نیاکان

خاطرات نیاکان
تون و جزین سرزمین نیاکان

زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست ...

بایگانی

آخرین نظرات

آخرین مطالب

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ آبان ۹۴ ، ۱۵:۰۲
سیدمحمود بخشایش
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ آبان ۹۴ ، ۲۲:۴۳
سیدمحمود بخشایش

در سمت راست این تصویر (مسجد جامع قدیم فردوس) قرار دارد ایوان بزرگ مسجدوشبستان مقابل ایوان که دارای چها ر    بادگیر بزرگ  بربالای شبستان مقابل ایوان  می باشد ودر عکس قابل مشاهده است یاد آور تلاشهای خستگی ناپذیر  (آخوند ملا اکبر ) است ... سمت چپ مسجد جامع راسته ی بازار است و دو کاروان سرا و مکتب خانه که چسپیده به مسجد در تصویر مشاهده می شود  برای دوستان وهم شهریانی که آن سال ها را درک کرده اند ارزش و اعتبار تلاش های  بی وقفه ی  نیاکان خود  برای به تاریخ سپردن این مجموعه ها رابیشتر درک می کنند اما افسوس وهزاران افسوس که بیشتر مجموعه ی با ارزش شهر  زیر خروارها خاک پنهان شده است  در قسمت های دیگر وبلاگ داستان گونه هایی  را برای کاروان سرا ها وبازار  بیان کرده ام ...افسوس که از این مجموعه ی با ارزش در این تصویر   به جز مسجد جامع و مکتب خانه چسبیده به آن بقیه ی آثار محو شده است ...

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ آبان ۹۴ ، ۰۶:۵۷
سیدمحمود بخشایش
موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ آبان ۹۴ ، ۱۹:۲۹
سیدمحمود بخشایش


سلام ...و اما این وبلاگ فقط وفقط رنگ ادبی دارد ودست نوشته های یک دبیر آادبیات است پس از سی واند  سال درس کلاس... وبیشتر وشاید هم محور همه ی مطالب ولایت (تون وجزین ) که از خاستگاه های زبان شیوای دری است شرح حال نیاکان تاریخ گذشته و حوادث مستند وبیان آن همه صمیمیت ها فداکاری ها شادی ها ونشاط ها وساده زیستن ها وشاهکار های ادب پارسی... تا آنکه شاید (در دنیای پر التهاب و لجام گسیخته ی امروز ...)رنگی از آن ارزش ها را در زنگی وروابط اجتماعی خودمان بیشتر مشاهده کنیم به قول شاعر زندگی صحنه ی یکتای هنر مندی ماست ... هر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود ... واین به عقب برگشتن نیست ...بلکه تلاش برای شکوفایی یک گل زیبا وخوش بو است که اکنون بجای آ آنکه درباغچه ی زیبای حیاط آنرا حس کنیم در قاب عکس ها وآلبوم قفسه ها شاید به تماشا ی ان بنشینیم ...

گذشته چراغ  راه آینده  است...

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ آبان ۹۴ ، ۱۶:۱۴
سیدمحمود بخشایش
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ آبان ۹۴ ، ۲۰:۵۱
سیدمحمود بخشایش
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ مهر ۹۴ ، ۱۷:۰۶
سیدمحمود بخشایش

محلی ها و عامه  محل  ( چهگند )می گویند ... واین به مصداق نزدیکتر است ( چاه قند خوش ) یا چهکند کمال  در غرب گزین در کنار دو کوه ذریوار و عقاب قال  هنوز هم جاده یی خاکی دارد برج کوک گیر (کبک) ابتدای ورود به زمین های کشاورزی آبادی (کلاته)    بود از برج که می گذشتیم به دنبال جوی آب می رفتیم تا به ابتدای کوچه باغ ها می رسیدیم ... در بالای آبادی و در ابتدای ورود آب به استخر یک درخت کهنسال بید بود که در گذر زمان داخل آن خالی شده بود وقتی در کنار استخر  ودرخت بید می ایستادیم نسیم باد که از بالاتر و از جهت دهانه کاریز و قنات می آمد شاخه های بلند ونازک درخت بید را به حرکت می آورد و ما را نوازش می داد ما بچه های ده دوازده سال سن بودیم  و کنجکاوانه به داخل فضای خالی درخت بید  که نگاه می کردیم داخل آن یک کتری سیاه و چند نعلبکی که با پارچه ای بسته شده بود  و یک قوطی چای قرار داشت ... از بالاتر در خت بید و داخل آن هم پارچه ای که نمی دانستیم داخل آن چیست آویزان بود  ... یک بار که آن بالاتر نزدیک کاریز روی چند سنگ برجسته  ( علی برات )با کتری سیاه چای درست کرده بود یا دم نمی رود ... هنوز مزه ی چای  آن استکان نعلبکی ها داخل دهانم  است ... در همین فکر و خیال ها بودم  و مسیر آب را به سمت بالا ومحل کاریز دنبال می کردم که صدای زیبا و دل نواز زنگ گوسفندان حواسم را متوجه آن بالا  تر کرد وقتی نگاه کردم از بالاتر از دامنه ی کوه ذریوار از سمت   ( دالو  ) گوسفندان  داشتند به طرف قنات می آمدند ... ادامه دارد ...

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ مهر ۹۴ ، ۲۱:۲۱
سیدمحمود بخشایش

قنات نخ شور از جمله ی قنات های شهر قدیم تون (فردوس )بود که پایاب هایی داشت این پای آب ها محلی بود برای شستشوی لباس ها در آن زمان و به گونه ای بود که از سطح زمین حدود بیست پله داشت وپایین می رفت تنها خ یابان آسفالت شهر خیابان فرهنگ بود که اکنون درپایین پای شهر حد فاصل دومیدان قرار گرفته است در پایین پای مسجد (حجت ابن الحسن)ع قنات (نخ شور ) آشکار می شد ویک سقف کوچک گنبدی شکل بربالای آن اطاقکی چهار گوش)شکل گرفته بود از آنجا به بالا (به جز ساختمان بهداری که اکنون فرمانداری شده است)تمام زمینهای کشاورزی بود قنات نخ شور به موازات خیابان آسفالت از یک کوچه ی بزرگ و داخل منزل ها به طرف پایین می رفت و اداره ی ثبت و بانک ملی آن زمان در حاشیه ی خیابان آسفالت بین قنات و خیابان قرار داشت مسجد جامع قدیم در کنار خیابان آسفالت درب و ایوان بزرگی داشت ودارد روبروی همین درب کوچه ای به محله ی    طالار بود که قنات نخ شور از همین کوچه و از زیر آسفالت وارد صحن مسجد می شد که البته پوشیده بود در وسط  صحن مسجد جامع قدیم با چند پله که پایین می رفت از قنات نخ شور محلی را برای وضو گرفتن قرار داده بودند    دبستان نجفی در حاشیه ی همین آسفالت و مقابل تنها کار خانه ی برق شهر بودوسال (یک هزار وسیصد وچهل ودو)هنگام تحصیل در همین دبستان وقتی از دبستان خارج می شدم  وبه سمت چپ وپایین خیابان می رفتم فاصله ای تا درب مسجد نبود ومن گاهی این مسیر رابرای رفتن به خانه انتخاب می کردم وارذ مسجذ که می شدم در مرکز صحن مسجد راه پله ای چند به پایین می رفت که محل استفاده از آب نخ شور بود وبعد که از درب دیگر مسجد جامع قدیم خارج می شدم در مقابل من بازار قرار داشت وآن دور تر در مقابل من ایوان بزرگ یک کاروان سرا در مرکز بازار با دو لنگه درب بزرگ وعظیم چوبی خود نمایی می کرد  که داخل آن هم از عظمت وشکوه ورونق کسب وکار ورفت آمد مسافران در آن سال های دورحکایت داشت ومن در آستانه ی درب مسجد روی به بازار سمت چپ مکتب خانه ی قدیم را مشاهده می کردم که فقط یکی دو بار (ترکه های انار )مکتب دار مرا فراری داده بود در آستانه ی درب مسجد روی به بازار در سمت راست من کاروان سرای دیگری بود عظیم ودارای دو در ورودی که در باره ی آن سخن گفته ام مجموعه بازار بزرگ بود و چهار گوش ومن در ورود به این مجموعه حدود پنجاه قدم که می رفتم سمت راست درب کاروان سرا بود ودر کنارش باز هم قنا ت نخ   شور که با دو سه پله به طرف پایین خود نمایی می کرد ...ادامه دارد

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ مهر ۹۴ ، ۲۱:۱۳
سیدمحمود بخشایش

   دهستان جزین که در تصویر مشاهده می شود وبناهای خشت و گل با بیش از سه قرن سابقه ی      آنها اگر مورد توجه قرار نگیرد و مرمت نشود (مانند همین تصویر ) آیندگان ما را در این غفلت مورد سوال قرار خواهند داداین بنا های خشت خام که در تصویر مشاهده می شود اگر بخواهد همین گونه که تا کنون به حال خود وا گذاشته است چند سال دیگر از همین ها هم اثری بجا نخواهد ماند وما فقط آنها را در آلبوم های عکس خویش به تماشا خواهیم نشست ... هر چند 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ مهر ۹۴ ، ۲۰:۳۶
سیدمحمود بخشایش