تون و جزین سرزمین نیاکان

خاطرات نیاکان
تون و جزین سرزمین نیاکان

زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست ...

بایگانی

آخرین نظرات

آخرین مطالب

وز وصل  دو ستداران  یاد  باد         یاد   باد   آ   ن روزگاران    یاد باد           )          تابستان   که می  شد در ییلاق دهستان (چاه قند  شیخ ) همه بودند و آب چشمه در این چشمه زار آن مقدار زیاد بود که تا بعد از بند  (سد خاکی )آقا سید مجتبی (خداوند ایشان واجداد پاکش را رحمت کند )  کشت  وکار  می شد البته در بالا سر (  بند  ) سه چشمه ی کوچک تا کوه سرخ وجود داشت  (چلغا   گلبمی   و  تمتمو  )فاصله ی دهستان گزین تا ییلاق کلاته ی شیخ  حدود  یک فرسخ  بود  از ده که  به طرف چاه قند شیخ می رفتیم   گاهی  با الاغ  وگاهی  پیاده  (سنگ عروس ) تقریبا میانه ی راه بود ...به نزدیکی های تپه های قبل از چاه قند که می رسیدیم  در سمت چپ ما کوه سرخ مانند یک فیل بزرگ خود نمایی می کرد  و در داخل تپه های مقابل ما درختان چاه قند  مشاهده می شد  ودرخت چنار از همه سر بلند تر بود کوه پیمایی در قله های چهار خال  در شمال چاه قند  و در همسایگی کوه سرخ به یاد ماندنی است برای  رفتن به کوه سرخ مسیر راه مان از ییلاق (چاه قند شیخ) صبح زود بود قبل از اینکه خور شید خانم از پشت تپه های مشرق چهره بنماید  راه که می افتادیم چند پشته ی خاکی را بالا و پایین میرفتیم و  سرانجام در پایین پای کوه سرخ به چشمه های آب شیرین می رسیدیم که هر کدام برای خود مزارعی داشتند ... از  پایین به سمت  شمال در دامنه ی کوه  سرخ (میمینگ   ... تلواز ... وبالا تر(کروکی) میوه هایی بسیار ... هلو   زرد آلو   انجیر    انگور   و ما کوه سرخ را به  آسانی بالا نمی رفتیم کمی بالا تر از دامنه ی کوه   (کول بادیو  )یکی از مسیر های  غار مانند  بود به طرف قله ... و راه های دیگر ... یک ساعتی طول می کشید که با احتیاط تمام و به آرامی به قله ی کوه می رسیدیم قله ی کوه هم از جنوب به شمال ادامه داشت  باد بسار شدید بود وما نیم ساعتی طول می کشید که سراسرقله ی کوه را بپیماییم ودراین پیمایش ستیغ قله ی کوه می ترسیدیم به سمت چپ وغرب کوه نگاه کنیم هرچندآن دورها  کلاته ی چاه قند کمال دیده می شد  اما پایین پای ما از طرف مغرب در ستیغ کوه پرت گاهی وحشتناک بودکه  آشیانه ی بسیاری از پرندگان شکاری بود  وما در حال پرواز  آنها را می  دیدیم و ارتفاع قله ی کوه سرخ به گونه ای بود که اگر به سمت شرق نگاه می کردیم  کوه های بلده ی شهر تون را  در آن دور دست  ها مشاهده می کردیم در حالی که در فاصله ی حدود هشت فرسخ تا کوه های بلده (تون )آبادی های  بسیار مثل نوق وآن طرف تر بعد از بیابان (سرایی)آبادی( برون) و بعد هم باغستان (فردوس )در دامنه ی کوه های بلده بود...و اینها یی که گفتم در یک خط مستقیم در سمت مشرق قرار داشت ...  (ر                 ا

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ شهریور ۹۴ ، ۲۱:۳۱
سیدمحمود بخشایش

سلام ...و اما این وبلاگ فقط وفقط رنگ ادبی دارد ودست نوشته های یک دبیر ادبیات است پس از سی واند سال درس کلاس... وبیشتر وشاید هم محور همه ی مطالب ولایت (تون وجزین ) که از خاستگاه های زبان شیوای دری است شرح حال نیاکان تاریخ گذشته و حوادث مستند وبیان آن همه صمیمیت ها فداکاری ها شادی ها ونشاط ها وساده زیستن ها وشاهکار های ادب پارسی... تا آنکه شاید (در دنیای پر التهاب و لجام گسیخته ی امروز ...)رنگی از آن ارزش ها را در زنگی وروابط اجتماعی خودمان بیشتر مشاهده کنیم به قول شاعر زندگی صحنه ی یکتای هنر مندی ماست ... هر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود ...واین به عقب برگشتن  نیست ...بلکه تلاش برای شکوفایی یک گل زیبا وخوش بو است که اکنون بجای آ آنکه درباغچه ی زیبای حیاط آنرا حس کنیم در قاب عکس ها وآلبوم قفسه ها شاید به تماشا ی ان بنشینیم ...

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ شهریور ۹۴ ، ۱۱:۳۸
سیدمحمود بخشایش
خدایا بر محمد  (ص )و خاندانش درود فرست  و به لطف ومهر خود   هر گونه زشتی را  از من دور بدار  ومن را به نعمت خویش  بنواز و به بخشش خودت اصلاح کن و به احسانت  مدارا کن و در سایه ی مهرت پناهم ده و به لباس خشنودی ات   ( تقوا  ) آراسته ام کن و هر گاه که کار ها برایم دشوار آید  بهترین راه انجام دادن  انها را  نشانم ده و چون کردار ها  در نظرم  شبهه ناک گردد پا کیزه ترین و پر سود ترین شان را به من  بنمایان و چون آیین ها به جنگ  یکدیگر بر خیزند من را به پسندیده ترین آنها رهنمون  ساز ...
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ شهریور ۹۴ ، ۱۱:۲۷
سیدمحمود بخشایش
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ شهریور ۹۴ ، ۰۶:۰۸
سیدمحمود بخشایش

 

... و این بنایی است از خشت وگل که تاریخ ساخت آن به بیش از یک قرن پیش بر می گردد محل سکونت آخوند ملا فتح علی رو حانی در س خوانذه ای که در سال های (یکهزار و دویست پنجاه هجری شمسی )در گزین در همین عمارت ساکن بوده است ...دارای اطاق های زیاد و ایوان وصوفه و رواق و هچنین بخاری دیواری  (شومینه هایی )در اطاق ها و ساختمان بنا که در دو طبقه ساخته شده است این بنا اکنون در بالا تر از مسجد قدیمی گزین قرار دارد (میراث گذشتگان را پاس داریم)
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ شهریور ۹۴ ، ۱۳:۴۹
سیدمحمود بخشایش

 

پدر بزرگ  آقا سید نعمت الله از سال (  یک هزار و دویست ونود هجری شمسی )و شاید هم پیشتر در مشهد مقدس به دنبال تحصیل علم بود ایشان در همان سال های (1290 هجری شمسی)    با وجود سختی های بسیار در مشهد (جنگ جهانی اول و ... )و نیز سختی های راه که شاید بیش از یک هفته شب وروز پیاده و با الاغ و اسب راه راه از گزین تا مشهد طی طریق می کردند تا جویا ی علم باشند ایشان در ان سال های یاد شده به شکل متناوب در مشهد مقدس تحصیلات خود را   ( در مدرسه ی فاضل که وصف آن در بخش های گذشته  آمد ) کامل کرد و حتی در کار های اجتماعی و سیاسی آن دوران به شکل فعال شرکت کرد و در بخش های گذشته اشاره شد ... مهر  برنجی  (حوز ه یاجتماعیون اعتدالیون محله عید گاه )که درا ختیار ایشان بوده است یکی از همین نشانه هاست  مرحوم پدر بزرگ در یک سفر نا خواسته به وطن خود  (جزین ) در اواخر سال (یک هزار ودویست نود ونه )به شکلی نا خواسته با لگد اسب دچار خونریزی شدید می شوند که منجر به فوت ایشان می شود عکس فوق که پدرمان آنرا در فردوس    سال (یک هزار و سیصد وسی وپنج اسفند ماه ) بزرگ کرده اند   در سال (یک هزار و دویست نود هشت هجری شمسی (شهریور ماه ) در مشهد مقدس توسط پدر بزرگ گرفته شده است   
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ شهریور ۹۴ ، ۱۳:۴۲
سیدمحمود بخشایش

درباره ی پدربزرگ (مادری ) آقا سید ابراهیم  فرزند آقا سید هدایت   در بخش های گذشته سخن گفتم ... ایشان همراه کسانی دیگر که از آنجمله پسر عمو ی شان آقا سید نعمت الله (پدر بزرگ پدری )در سال های (یک هزار و دویست و نودهجری شمسی) در مدرسه ی فاضل مشهد مقدس به تحصیل علم مشغول بودند ...آن زمان این مدرسه از بزرگترین و مجهز ترین مدارس مشهد بود که درباره ی آن و تاریخچه ی آن سخن گفته شد فاصله ی مکانی جزین با مشهد مقدس و نیز اوضاع اجتماعی و سیاسی آن دوران اهمیت وارزش این تلاش را بیشتر آشکار می کند آغاز جنگ جهانی وآشفته بازار اواخر دوره ی قاجار در مشهدالرضا و  نیز مسافت راه که باید پیاده یا با الاغ طی می شد  وخطر های راه و راهزنان و اینکه باید یکهفته راه پیمود تا به مقصد رسید و هزاران مسایل دیگر اقتصادی و آب و هوایی و جسمی و... پدر بزرگ با همه ی این مشکلات عشق وعلاقه ی به تحصیل علم را کنار نگذاشت ... و ما که در سال های (یک هزار و سیصد چهل شمسی  )کودکانی شش هفت ساله بودیم پای کلام های آرام آرام ایشان می نشستیم وجان و دلمان را با غزلهای حافظ که بر لبان پدر بزرگ جاری می شد آشنا می کردیم ...

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ شهریور ۹۴ ، ۱۲:۰۰
سیدمحمود بخشایش

که ایران چو باغی  است  خرم  بهار   شکفته  همیشه . گل کامکار   نخوانند بر  ما  کسی آفرین  چو ویران بود بوم ایران زمین

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ شهریور ۹۴ ، ۰۶:۲۴
سیدمحمود بخشایش

مدرسه ی علمیه ی فاضل خان (مشهد مقدس)

فاضل خان  ملقب به ملا علا الملک تونی یکی از معماران بزرگ قرن یازدهم ه ق بود از بزرگترین و معروفترین بناهای ساخته شده ایشان باغ شالیمار در شهر لاهور پاکستان است که از سرشناس ترین مکان های گردش گری می باشد وی این بنا   را با همراهی شخصی به نام علیمردان خان در سال  (1052 )ساخت هچنین مدرسه ی علمیه ی فاضل خان  (که در بخشهای دیگر اشاره شد  )در سال  (1060 )در مشهد آغاز شد و در سال (1075 )زمان شاه عباس صفوی ساخت آن به پایان رسید این بنا در بالا خیابان واقع شده بود و در محل صحن (غدیر ) بود که در طرح تخریب اطراف حرم این مجموعه هم تخریب شداکنون همه ی آثار و کتب مدرسه ی فاضل خان در مجمو عه ی کتابخانه های آستان قدس رضوی می باشد
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ شهریور ۹۴ ، ۲۱:۲۰
سیدمحمود بخشایش